close
تبلیغات در اینترنت
موسسه ترجمه پژوهان پارس - مطالب ارسال شده توسط admin
loading...

موسسه ترجمه پژوهان پارس

ترجمه متون و مقالات علمی و تخصصی tarjomepars@gmail.com

جدایی‌ناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان دکتر سالار منافی اناری

جدایی‌ناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان
دکتر سالار منافی اناری

 

 

نظریه‌ای که دکتر سالار منافی اناری آن را در سال ۱۳۸۶ مطرح کردند. این نظریه در ۳۰ دی ۱۳۸۷ در کرسی‌های نظریه‌پردازی موضوع نقد و بررسی قرار گرفت و پس از تبیین آن از سوی نظریه‌پردازش و نیز پاسخ او به نقدهای وارد شده در جلساتی که به آن اختصاص یافته بود سرانجام شورای داوری مدعای علمی دکتر منافی را نظریه‌ای با دفاع موفق تلقی کردند و امتیاز ۹۳ از ۱۰۰ را با سطح کیفی عالی برای آن در نظر گرفتند.

دکتر سالار منافی اناری، از اعضای هیئت علمی گروه مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی، افزون بر مقام استادی، مدیریت گروه آموزشی زبان انگلیسی و ریاست دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه را هم برعهده داشته است. ایشان در کنار این فعالیت اجرایی، از حوزۀ پژوهش و نگارش دور نبوده است. سی مقاله به زبان فارسی و شانزده مقاله به زبان انگلیسی و بیش از ده کتاب تألیفی و ترجمه سندی است در اثبات این مدعا.

آنچه در ادامه تقدیمتان شده خلاصه‌ای از جلسه نقد و داوری نظریۀ دکتر منافی که در هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره برگزار شد.

 


 

ترجمه چیست؟

شاید بتوان تعاریف بیان‌شده در مورد ترجمه را در قالب چهار تعریف دسته ‌بندی کرد:

۱٫ بیان معنی یک گفته یا نوشته در یک زبان دیگر: این معنا به ترجمۀ بین ‌زبانی نیز موسوم است که همان ترجمه به معنای واقعی و متعارف کلمه به شمار می ‌آید. در این ترجمه پیام بیان ‌شده در یک زبان، با واژگان زبان دیگری بیان می ‌شود، اما آنچه محل بحث است نحوۀ بیان مجدد یک پیام (که غرض اصلی این نوع ترجمه است) در یک زبان دیگر است؛ زیرا مترجم باید به بافت اجتماعی و فرهنگی مردم توجه کند. نایدا و تیبر معتقدند برای مثال ترجمة خوب از کتاب مقدس باید یک «ترجمة زبان‌شناختی» باشد و نه یک «ترجمۀ فرهنگی». برخی، تغییر صورت، اما ثبات در معنا را ملاک می ‌دانند. باید دانست که هیچ ترجمه ‌ای از یک زبان به زبان دیگر کامل نیست؛ زیرا دست ‌کم در ترجمه، جنبۀ مهم آوایی و عروضی از دست می ‌رود.

۲٫ بیان معنی یک گفته یا نوشته با واژگان دیگر در همان زبان: این نوع ترجمه را ترجمۀ درون ‌زبانی می ‌نامند. غرض از آن ساده ‌تر بیان کردن، توضیح دادن یا به روز کردن پیام است.

۳٫ عوض کردن وسیلة بیان یا صورت بیان از یک نوع به نوعی دیگر: منظور از این شیوه رساندن پیام توسط یک حرکت یا عمل خاص است؛ همچون ترجمۀ هم‌ زمان اخبار تلویزیون از طریق حرکات خاص دستان برای ناشنوایان.

۴٫ چیزی را به طور خاصی فهمیدن یا معنی خاصی به چیزی دادن: مانند فهمیدن یا «سکوت» فردی را به مثابۀ «رضا» یا «امتناع» در مورد یک مسئله تعبیر کردن یا معنای خاصی به حادثه ‌ای دادن و آن را به طور ویژه ‌ای تعبیر و تفسیر و ترجمه کردن (فهم از جهان طبیعت و حوادث آن). فهم یا تعابیر گوناگون خواب از جانب اشخاص یا تعابیر گوناگون از رویدادهای طبیعی مثل خسوف توسط ستاره ‌شناس و عوام از مصادیق آن است.

 

نظریۀ ترجمه چیست؟

عبارت است از بینش ‌هایی که ما از ترجمه داریم و باید هم داشته باشیم. غرض اصلی نظریۀ ترجمه تعیین روش‌های مناسب برای ترجمه انواع گوناگون متن است. عده‌ای بر این باورند که نظریۀ ترجمه از مسائل مربوط به چگونگی، چرایی، چه ‌وقتی، کجایی در باب ترجمۀ عناصر رمزگذاری‌شده به رمزهای دیگر (مسئلۀ انتقال رمزها) بحث می ‌کند.

 

معروف‌ترین نظریه ‌های ترجمه از دوران باستان تا قرن بیستم

۱٫ مارکوس تولیوس سیسیرو: به‌ نظر او مترجم باید مفسر یا آموزگار معانی و بیان باشد. ترجمه، شیوه ‌ای از سخنرانی است؛ بنابراین باید به گونه‌ای آزاد و نه تحت ‌الفظی و کلمه به کلمه باشد.

۲٫ هوراس: او تأکید می ‌کند که مترجم باید از هنرهای نویسندۀ متن اصلی تقلید کند، اما استقلال شخصی خود را نیز در ترجمه حفظ نماید. مشهور است که روش ترجمۀ هوراس ترجمۀ کلمه به کلمه بوده است.

۳٫سنت جروم: ترجمۀ لاتین او از کتاب مقدس در پایان قرن چهارم مشهور است. سبک او در ترجمه «معنی به معنی» نه کلمه به کلمه (به استثنای ترجمۀ کتاب مقدس) است. در دیدگاه او، که نزدیک به دیدگاه کلاسیک است، مترجم موظف است معنای متن اصلی را در زبانی فصیح بیان کند.

۴٫مارتین لوتر: لوتر، مترجمی بنام در قرن شانزدهم، ترجمه را تغییر کلمات، به ‌کارگیری فعل‌های کمکی، به‌کاربردن کلمات ربط به مناسبت، موقوف کردن اصطلاحات یونانی یا عبریِ بی ‌بهره از معادل مقبول در زبان آلمانی، ترجمۀ یک عبارت به یک کلمۀ واحد در مواقع ضروری، تغییر استعاره به غیر استعاره و برعکس و توجه دقیق به درستی تفسیر و تغییرات متن می ‌داند. گرچه در متون مقدس ترجمۀ تحت ‌الفظی ارجح است.

۵٫ اتین دوله: به روایتی او اولین نظریۀ ترجمه را تدوین کرد. به نظر وی، مترجم باید قصد نویسندۀ متن در حال ترجمه را به طور کامل بفهمد، زبان مبدأ و مقصد را به طور کامل بداند، از ترجمۀ تحت ‌الفظی دوری کند، از صورت‌های گفتاری عامۀ مردم بهره برد، و با تنظیم ترتیب کلمات، فهم جامعی را با یک «لحن» مناسب ارائه دهد.

۶٫ جورج شاپمن: او مترجم بزرگ «الیاد» و «ادیسه» هومر بود. شاپمن اعتقاد داشت که از ترجمه ‌های تحت ‌الفظی باید دوری کرد تا به «روح» متن اصلی دست یافت، باید ترجمه ‌های دیگر را دقیق و عالمانه دید و از ترجمه ‌های بیش از حد آزاد روی گرداند.

۷٫ سرجان دنهام: معتقد به ترجمۀ آزاد متون بود. او توصیه ‌هایی داشت از جمله: اضافه کردن به ترجمه برای پر کردن شکاف‌ها، روح دادن به ترجمه به منظور جلب نظر خوانندگان، کشف اصل معنای متن نویسنده و محبوس نماندن در صورت‌های ادبی کلمات، و شعر را به شعر ترجمه کردن.

۸٫ آبراهام کولی: از نظر او اضافه کردن «زیبایی‌های جدید» به ترجمه برای جبران نقص در معنا (ترجمۀ آزاد) لازم است. او در ترجمه ‌اش از «غزلیات پیندار»، جسورانه اعلام کرد که «هرچه دلش خواسته از متن اصلی حذف و یا به آن اضافه کرده است».

۹٫ جان درایدن: درخواست درایدن از مترجم، فهم کلام نویسنده و آشنایی با افکار و مشخصات فردی و نیز هم‌فکری با او است. وی ترجمه آزاد را ترجیح داده و توصیه کرده است از ترجمۀ لفظی و تقلید یا شیبه‌سازی پرهیز شود.

۱۰٫ فردریک اشلایرماخر: او را بنیان‌گذار الهیات پروتستان و هرمنوتیک مدرن و روش رمانتیک یا تخیلی می ‌دانند. به زعم وی ترجمه بر اساس احساس و فهم درونی فرد انجام می ‌شود. استراتژی او در ترجمه، حرکت دادن خوانندۀ ترجمه به سوی نویسنده است. او روش «بیگانه‌سازی» را در مقابل «طبیعی کردن» می ‌پسندد.

 

نظریه ‌های معروف ترجمه در دوران معاصر

الف) وینی و داربلنه: به نظر این دو متفکر ترجمه در کل می ‌تواند به هفت روش زیر انجام شود:

۱٫ وام ‌گیری: اصطلاح را عیناً از زبان مبدأ به متن ترجمه منتقل و با الفبای زبان مقصد نوشتن. مانند واژۀ «دلار» که از انگلیسی به فارسی وارد شده است.

۲٫ گرته‌برداری: نوعی وام ‌گیری که در آن عناصر و ساختار یک واژه به طور تحت ‌اللفظی در زبان مقصد پیاده می‌‌شود، مانند ترجمۀSkyscraper    به «آسمان ‌خراش».

۳٫ ترجمۀ تحت ‌اللفظی یا لغوی: انتقال مستقیم متن زبان مبدأ به زبان مقصد با انتخاب مناسب ساختارهای دستوری زبان مقصد.

۴٫ جابه‌جایی: جابه‌جاییِ طبقۀ واژۀ متن اصلی به طبقۀ دیگری در زبان مقصد.

۵٫ تعدیل: تغییری در صورت پیام که با تغییر در نظر یا زاویۀ دید حاصل می‌شود.

۶٫ تعادل: توضیح مثالی تعادل ترجمۀ «اُخ!» انگلیسی به «آی!» فرانسوی است؛ یعنی الفاظ متفاوت به هنگام درد.

۷٫ جرح و تعدیل: حد نهایی ترجمه است و وقتی استفاده می ‌شود که مورد ترجمه از زبان مبدأ در فرهنگ زبان مقصد ناشناخته باشد. این روش اغلب در ترجمۀ عناوین کتاب‌ها و فیلم ‌ها و نیز ترجمۀ شفاهی همزمان به کار می ‌رود.

ب) رومن یاکوبسن: انواع ترجمه به نظر او عبارت‌اند از: ترجمۀ درون ‌زبانی یا تغییر صورت یک پیام و بازنویسی آن به صورتی دیگر در همان زبان، ترجمۀ بین ‌زبانی یا تغییر صورت یک پیام و بیان آن با صورتی دیگر در زبانی دیگر، ترجمۀ میان ‌نشانه ‌ای یا تغییر ماهیت نشانه ‌های زبانی یک پیام، یعنی کلمات، و عرضۀ آن پیام در حالت یا صورتی غیر زبانی یا غیر لفظی.

ج) نایدا و تیبر: آنها ترجمه را سه مرحله می‌دانند: ۱٫ تجزیه و تحلیل: ساختار دستوری و معنایی پیام موجود در زبان مبدأ بررسی می ‌شود؛ ۲٫ انتقال: مطلب بررسی‌شده در ذهن مترجم از یک زبان به یک زبان دیگر منتقل می ‌شود؛ ۳٫ تجدید ساختار: مطلب انتقالی تجدید ساختار می ‌شود تا پیام نهایی در زبان مقصد به طور کامل پذیرفته شود.

د) نیومارک: به جای ترجمۀ تحت ‌اللفظی و آزاد، «ترجمة معنایی» و «ترجمة ارتباطی» را ارائه می ‌دهد. در ترجمۀ معنایی تلاش می ‌شود تا حد امکان نزدیک‌ترین معنا از متن اصلی بیان شود و در ترجمۀ ارتباطی نزدیک‌ترین تأثیر بر روی مخاطب مراد است.

ه) بیکمن وکالو: ترجمۀ تحت ‌اللفظی تعدیل شده و ترجمۀ اصطلاحی مصطلاح و نه آزاد را می ‌پسندند.

و) لارسن: اساس ترجمه را «تغییر صورت»، و کار ترجمه را انتقال معنی از صورت زبان مبدأ به صورت زبان مقصد می ‌داند.

ز) بسنت: به نظر او هر متنی هرچند ویژگی خود را دارد، ترجمه ‌ای است از یک متن دیگر. خود زبان، در اصل، یک ترجمه از جهان غیر لفظی است و هر نشانه ترجمه ‌ای است از نشانۀ دیگر.

ح) لارنس ونوتی: او هم همچون اشلایرماخر بسیاری از ترجمه ‌ها را بومی ‌ساز، یعنی تنزل ‌دهندۀ متن خارجی به ارزش‌های فرهنگی زبان مقصد، می ‌داند.

ت) جولیان هاوس: این نظریه‌پرداز ترجمه را به دو نوع «پیدا» و «ناپیدا» منحصر می ‌کند. در ترجمۀ پیدا، متن اصلی سخت وابسته به فرهنگ آن است و در ترجمۀ ناپیدا، متن اصلی، یک متن فرهنگی ویژه نیست. از نظر هاوس در ترجمۀ ناپیدا که مشکل ‌تر از ترجمة پیداست، گاهی لازم است فیلتر فرهنگی اعمال شود.

ی) رویکرد نقش‌محور و نظریة اسکوپوس: در این رویکرد هدف ترجمه، یعنی نقش آن در زبان مقصد، در اتخاذ روش ترجمه مهم است. ترجمه به معنای ترجمة لغات و ساختارهای دستوری نیست، بلکه متن یک وسیلة ارتباطی تلقی می ‌شود.

 


تفهم مقدم بر تفهیم است (شرح نظریه)

نظریۀ «جدایی ‌ناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان» حاصل سی و اندی سال تدریس و تحقیق در حوزۀ مطالعات ترجمه در دانشگاه و بررسی ترجمۀ آثار اسلامی، به‌ویژه ترجمه‌‌های انگلیسی قرآن کریم و نهج ‌البلاغه است. در نظریۀ فوق، ترجمه، معنایی وسیع ‌تر از تعریف متعارف آن دارد و با قدرت خدادادی فهم و فکر و بیان انسان مرتبط است.

از نظر دکتر منافی، تفهم مقدم بر تفهیم است. تا در ذهن خزانه‌‌ای از مفاهیم ایجاد نشود و روابط میان آنها درک نگردد، نمی‌‌توان دیگران را به فهم و آگاهی رساند و ترجمان ذهنیات و افکار خود بود. فهمیدن، درون ‌سویه (از جهان خارج به درون ذهن) و فهماندن، برون ‌سویه (از درون ذهن به جهان خارج) است. در فرایند اول، از عینیات خارجی به ذهنیات درونی می ‌رسیم و در فرایند دوم، از حالت یا صورت انتزاعی در درون ذهن به صورت عینیات در جهان خارج. تغییر مفاهیم از یک حالت یا صورت به حالت یا صورت دیگر همان است که صاحب ‌نظریه در نظریۀ جدید خود آن‌ را ترجمه می‌‌نامد.

به نظر وی میان این دو فرایند پیش ‌گفته فرایند سومی موسوم به ترجمۀ درون‌ذهنی وجود دارد؛ بدین مضمون که انسان وقتی در درون ذهن خود تفکر می‌کند و با خود سخن می‌‌گوید، می‌‌تواند برای مثال جمله‌‌ای را از صورت فارسی به صورت انگلیسی درآورد بی ‌آنکه آن را به بیرون از ذهن ببرد یا به کسی بگوید. ترجمۀ برون ‌سویه الزاماً گفت‌وگو با دیگران از طریق کلمات نیست، بلکه فرایند عینیت ‌بخشیدن به ذهنیات و افکار به هر وسیله ‌ای است.

توالی این سه فرایند بدون ایجاد وقفۀ زمانی طولانی میان آنها به فرایند چهارمی رهنمون می‌‌شود که ترجمۀ متعارف یا ترجمه به معنی واقعی کلمه نام دارد. هر کدام از این چهار فرایند می‌‌تواند از سنخ ترجمۀ درون ‌زبانی، بین ‌زبانی، یا میان ‌نشانه‌‌ای مطرح‌شده در تقسیم ‌بندی رومن یاکوبسن باشد. افزون بر این، دیدگاه‌های نایدا و تیبر دربارۀ مرحلۀ انتقال در درون ذهن و نیز نظر اوکتاویو پاز (تمام نوشتارهای بشری، ترجمه‌‌ای از ترجمۀ ترجمه‌ها هستند)، در شکل‌‌گیری نظریۀ جدید «جدایی ‌ناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان» مؤثر بوده‌‌اند.

از‌آنجا‌که ترجمه به معنای عام آن با درک ذهنی، فکر و بیان انسان مرتبط است، از نظر نگارنده، ترجمه با درک انسان از جهان خارج و تجزیه و تحلیل آن و نیز درک در ذهن و بیان آن به صورت‌های گوناگون آغاز می‌‌شود. تفکر عبارت است از فعالیت درونی در ارتباط دادن مفاهیم یا تصورات ذهنی با یکدیگر و قرار دادن آنها در کنار هم به صورت منطقی با نظم و ترتیبی که به یک فهم جدید منجر شود. هنگام «بیان» افکار درون ذهن، که انتزاعی‌‌اند، در عالم خارج، آنها صورت‌های گوناگون به خود می‌‌گیرند. یک فکر می ‌تواند به یکی از صورت‌های هشت‌گانه، یعنی گفتار، نوشتار، اشاره، تصویر، صوت، عمل، حرکت یا علامت، ابراز شود. اینها همه روش‌هایی هستند که انسان از طریق آنها افکار خود را بیان می‌‌کند. در این نظریۀ جدید، ترجمه چهار نوع است: فهمیدن یا ترجمۀ درون ‌سویه (Understanding or inward translation)، فکر کردن یا ترجمة درون ‌ذهنی (thinking or intramental translation)، بیان کردن یا ترجمة برون ‌سویه (expression or outward translation)، و ترجمه به معنای متعارف کلمه (translation proper).

1. فهمیدن یا ترجمة درون ‌سویه: کسی که مثلاً زبان انگلیسی نمی ‌داند، هنگام دیدن یک جملة انگلیسی تنها ظاهر کلمات در ذهن او نقش می ‌بندند، اما اگر زبان بداند در آن شرایط (البته با فرض نبود مشکل لغوی و ساختاری) فهمی از آن جمله بر وی حاصل می ‌شود، این همان ترجمه کردن از جهان خارج به درون ذهن است (ترجمۀ درون‌سویه). درون ‌سویگی، منحصر به نوشته نیست و هر تصویر، اشاره، صوت، عمل، حرکت یا علامتِ حاملِ پیام یا مفهوم به ذهن را در بر می ‌گیرد. فهم اشخاص گوناگون از شیء واحد متفاوت است؛ از‌این‌رو ترجمۀ آنها نیز از آن شیء واحد با هم تفاوت دارد؛ زیرا فهمیدن یا همان ترجمة درون ‌سویه به عوامل متعدد وابسته است و چون این عوامل در اشخاص گوناگون متفاوت‌‌اند، فهم اشخاص نیز متفاوت است.

بر اساس نظریۀ حاضر، تمام معلومات انسان (همان مفاهیم ذهنی) حاصل ترجمۀ درون ‌سویه است که از طریق حواس به ذهن می ‌رسد؛ بنابراین آدمیان ــ چه محصلان و محققان، چه شاغلان به امور غیرتحصیلی و چه بقیۀ افراد ــ همه به گونه‌ای در زندگی روزمره با «فهمیدن» یا همان «ترجمۀ درون ‌سویه» سروکار دارند و نیز تمام معلومات بشر نتیجۀ ترجمۀ اوست از جهان خارج به درون ذهن. بر این اساس جهان خارج «اصل» (source) و سرچشمۀ پیام‌های گوناگون است.

۲٫ تفکر یا ترجمۀ درون‌ذهنی: ذهن فعال حتی بدون اتصال به خارج می‌‌تواند با تصورات موجود در حافظة خود به کار ترجمه دست زند؛ برای مثال ذهن در این حالت یک مفهوم ذهنی را به دو صورت ذهنی یا بیشتر در یک زبان یا چند زبان درمی ‌آورد (این همان تفکر است)، اما در این حالت چون مثلاً صورت‌های فارسی به صورت‌‌های انگلیسی درمی ‌آیند، فرایند یادشده را می‌توان نوعی ترجمة درون ‌ذهنی هم نامید.

دانشمندان تفکر را «سخن گفتن با خود» یا «سخن گفتن خاموش» نامیدند. در هر دو تعریف باز هم مفاهیم و تصورات ذهنی، صورت‌های جدیدی به خود می‌‌گیرند و این همان ترجمة درون ‌ذهنی است.

۳٫ بیان یا ترجمة برون ‌سویه: منظور از بیان در اینجا اظهار یا آشکار کردن مفاهیم انتزاعی ذهنی به صورت عینی در خارج از ذهن است. این اظهار هم با هر وسیلة ممکن از جمله گفتار، نوشتار، تصاویر، اشارات، اصوات، اعمال، حرکات و علامات انجام می‌شود؛ برای مثال، تکان دادن دست برای خداحافظی، تکان دادن سر برای سلام کردن.

۴٫ ترجمۀ متعارف: انتقال یک معنی از صورت یک زبان به صورت زبان دیگر معنا می‌شود که به ترجمة بین ‌زبانی (interlingual translation) معروف است. اما حقیقت این است که در درون ترجمة متعارف سه فرآیند پیش ‌گفته بی‌وقفه اتفاق می ‌افتند. وقتی هم که بین سه فرآیند ترجمه، فاصلة زمانی ایجاد شود، هر کدام از آنها، خود، یک فرآیند کامل ترجمه به شمار می‌آید.

 

نتیجه:

نتیجه آنکه نظریة ترجمه به مجموعۀ آگاهی‌هایی گفته می ‌شود که ما در مورد ترجمه و مسائل مربوط به آن داریم. نظریۀ ترجمه می ‌تواند مباحثی مانند ماهیت ترجمه، تعاریف ترجمه، روش‌های مناسب ترجمۀ متون گوناگون، مراحل ترجمه، تعادل ‌های موجود میان متن مبدأ و مقصد و … را بیان کند. از زمان سیسیرو به بعد بیشتر نظریات ترجمه دربارۀ روش‌ها یا انواع ترجمه بوده است که در کل دو روش را شامل می ‌شود: ترجمة تحت ‌اللفظی یا کلمه به کلمه و ترجمة آزاد یا معنی به معنی، که اولی اغلب در متون دینی که از حساسیت خاصی برخوردارند و دومی در سخنرانی‌ها و متون فلسفی و … کاربرد دارد. در دوران معاصر نیز تقریباً در تمام نظریه ‌های معروف ترجمه می ‌توان دو روش اساسی یا دو نوع بنیادین ترجمه را مشاهده کرد که در موارد بالا به آنها اشاره شد.

نظریۀ نویسندة حاضر دربارۀ ماهیت و انواع ترجمه دیدگاهی است که در حوزة مطالعات ترجمه تازگی دارد. در این نظریه، ترجمه پدیده‌ای تاریخی نیست که از دورة خاصی در تاریخ آغاز شده باشد، بلکه استعدادی فطری در انسان است که با شروع فهم انسان از جهان خارج در ذهن فعال می ‌شود و تا انسان قدرت فهم و فکر و بیان دارد در حقیقت قدرت ترجمه دارد و بنابراین در این دیدگاه جدید، ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان جدا ‌ناپذیر است.


نقد و دفاع

اجلاسیه دفاع و داوری نظریه

دکتر محمد‌رضا انانی سراب (ناقد):

در وادی نظریه‌‌پردازی، یک نظریۀ خوب باید چند مؤلفه داشته باشد: روشن و دارای شفافیت (clarity) باشد، با زمان و انرژی کم (economy) بتواند مطلب خود را تبیین کند؛ بتواند مسائل مربوط به مسئلۀ اصلی مورد بحث نظریه را شرح دهد. نظریۀ دکتر منافی تا حدودی معیارهای اول و دوم را دارد، اما دربارۀ قدرت تبیینی نظریه باید گفت که این نظریه بر آن است تا ترجمه را در بافت تفکر، یعنی نسبت میان تفکر و زبان، قرار بدهد و زبان را در بافت تاریخی ــ فرهنگی خودش ببیند و سیر تحول زبان را از ابتدا تا انتها در نظر می‌گیرد. اما به هر حال تفکر و زبان ریشه‌های متفاوتی دارند. ما تفکر بدون زبان و زبان بدون تفکر داریم و این را در یادگیری زبان اول هم به خوبی می‌‌توان دید. بنابراین اگر بگوییم تفکر همان زبان است، این ادعا ما را به بیراهه خواهد کشاند.

در ترجمۀ درون‌‌سویه در نظریۀ دکتر منافی دریافت ما از جهان خارج با کمک مفهوم‌‌سازی‌ به واسطۀ زبان، تداعی معانی میان تفکرات و امر عینی و خارجی می‌توانیم به تصوری برسیم که تا حدی از مدلول خودش متمایز است. این نکته در ترجمۀ درون‌‌سویه خیلی خوب تبیین می‌شود؛ یعنی وقتی ما جهان خارج را درک کنیم و به واسطۀ مفاهیم ذهنی خود، آن جهان خارج را برای خودمان تبیین نماییم و بعد در ترجمۀ برون‌سویه تفکر یا اندیشه، تصورات و تصدیقات خود را به زبان تبدیل کنیم. ولی آن مرحلۀ‌ میانی (تفکر) که دکتر منافی آن را ترجمۀ درون‌ذهنی نامیدند به نظر من چیزی است که به این مدل بار شده است و در حقیقت، ترجمه نیست. اگر قرار است که ترجمه در درون ذهن فقط تبدیل یک مفهوم به مفهوم دیگر باشد یا تبدیل یک مفهوم از زبانی به زبان دیگر، این همان چیزی است که اسمش را ترجمۀ برون‌سویه گذاشتیم؛ بنابراین من تفاوت چندانی بین این دو نمی‌بینم.

 

دکتر ضیاء تاج‌الدین (ناقد):

در علوم، یک الگوی فلسفی وجود دارد به نام الگوی تقلیل‌گرایانه (reductionism). در این الگو برای مدل‌سازی در نظریه‌پردازی معمولاً پیچیدگی عوامل را در نظر نمی‌گیرند و در حد تعمیم ‌بخشی، قضایا را چنان ساده می‌‌کنند تا مؤلفه‌ها و نسبت میان آنها را تحلیل کنند، از‌این‌رو ارتباط دوسویه میان مؤلفه‌ها قدری نادیده گرفته می‌شود. بنابراین دربارۀ  الگوی اول شما که ارتباط میان عینیات خارجی و ذهن را مطرح کردید باید بگویم که به نظر من این ارتباط در دو سطح انجام می‌شود: ۱٫ پردازش اطلاعات بیرونی (processing)؛ ۲٫ فهم یا ادارک؛ یعنی این ارتباط دو لایه و دو مرحله‌‌ای است نه یک ‌مرحله‌‌ای. در مدل اول، یک مرحلۀ درون‌داد (in-take) داریم و یک مرحلۀ تبدیل آن درون‌داد به فهم. در مرحلۀ دوم است که تفاوت بین مترجم‌های گوناگون به وجود می‌‌آید.

نکتۀ دیگر باز در مورد ارتباط میان عینیات و ذهنیات است. من احساس می‌کنم مؤلفه‌های تأثیرگذار در تبدیل عینیات به ذهنیات باید با شفافیت بیشتری گفته بشود. نکتۀ اول به نظر من جهانی‌های شناختی هست. بدین معنی که درواقع ذهنیت‌‌ها متفاوت نیست، ولی به دلیل پیش‌‌فرض‌های فرهنگی وابسته ممکن است انگاره‌های نویسنده و انگاره‌های مترجم، که عینیت، متن و جهان بیرون را به ذهنیت تبدیل می‌کند، متفاوت باشد. این معنا باید در این الگو منظور بشود تا ارتباط بین عینیات و ذهنیات شفافیت بیشتری پیدا ‌کند.

نکتۀ دیگر در زمینۀ ارتباط عینیات و ذهنیات، نظریۀ ارتباط (relevance) است که اسپربر و ویلسن آن را مطرح کردند. نظریۀ ارتباط می‌‌گوید که از داده‌های پیرامونی و پدیده‌های بیرونی، افراد، پدیده‌هایی را پردازش می‌کنند که با انگاره‌های ذهنی آنها ارتباط دارد. نظریۀ ارتباط می‌گوید مثلاً ما به پدیده‌هایی که در واقع، انگاره‌های ذهنی قبلی ما را نقض می‌کند خیلی توجه می‌کنیم.

نکتۀ دیگری که در آموزش زبان و روان‌شناسی شناختی و معرفتی بسیار مطرح می‌شود این است که ارتباط بین عینیات و ذهنیات یک‌سویه نیست که از عین به ذهن برسیم. درواقع خود این ممارست ذهنی در تأویل و تفسیری که از عینیات داریم تأثیر می‌گذارد، اما در مدل اولی که دکتر منافی ارائه کردند، یک ارتباط یک‌سویه بین عینیات و ذهنیات وجود داشت.

نکتۀ دیگر این است که افزون بر حواس، عوامل دیگری در ارتباط عینیات و ذهنیات دخیل‌اند که از جملۀ آنها تفاوت‌های فردی، تفاوت‌های شناختی، علاقه‌مندی‌های افراد، دانش معرفتی افراد، دانش فرهنگ وابستۀ افراد و دانش جهانی افراد و هوش چندگانۀ آنها، هوش منطقی، هوش زبانی است.

 

دکتر منافی (پاسخ):

در پاسخ به ناقد اول باید بگویم: وقتی که ذهن انسان فعال است، حتی اگر پیامی هم از خارج به آن نرسد، می‌تواند با مفاهیم و تصوراتی که در حافظۀ خود دارد به کار ترجمه بپردازد. تفکر یعنی سخن گفتن با خود، نه پیامی به ذهن من می‌رسد و نه پیامی از آن خارج می‌شود. نه حرف می‌زنم و نه می‌نویسم. تازگی نظریۀ من این است که عقیده دارم فکر و اندیشۀ من هم نوعی ترجمه است. چون بیان نمی‌شود ترجمۀ برون‌سویه نیست و چون پیامی به درون ذهن نمی‌رسد، ترجمۀ درون‌سویه هم نیست. همه چیز در ذهن اتفاق می‌افتد.

پاسخ به ناقد دوم این است که هر وقت مفهومی (concept) از یک پدیده‌ یا حادثه‌ در ذهن ایجاد ‌شود، در اصل از عینیت به ذهنیت تبدیل شده که «یادگیری» نام گرفته است. این را من ترجمۀ درون‌سویه می‌دانم، اما اگر چیزی را قبلاً دیده‌‌ام بار دیگر ببینم مفهوم جدیدی در ذهن من ایجاد نمی‌شود.

نسبت به این فرمایش دکتر تاج‌‌الدین که افزون بر حواس، عوامل دیگری نیز در فهم و درک انسان دخیل‌اند نظر بنده مثبت است؛ چون عوامل شخصی، سابقۀ ذهنی و فرهنگی، ایدئولوژیکی، درک خود شخص و عوامل دیگر تأثیرگذار هستند، اما حواس، پیام‌ها را از بیرون به ذهن می‌رسانند؛ برای مثال در حال حاضر بیش از صد ترجمۀ انگلیسی متفاوت از قرآن کریم وجود دارد. این ترجمه‌ها نشان می‌دهد که مترجمان گوناگون با توجه به عوامل ثانوی، فهم‌های متفاوتی از قرآن دارند.

دربارۀ اینکه ایشان نظر مرا حرف تازه‌‌ای نمی‌‌دانند، باید بگویم در تمام نظریه‌هایی که تاکنون دربارۀ ترجمه مطرح شده، اصل، متن است. جدید بودن نظریۀ من این است که نه تنها متن نوشتاری یا گفتاری، بلکه هر آنچه در خارج از ذهن است، می‌تواند اصلی برای ترجمۀ درون ‌سویه باشد؛ زیرا انسان از هر آنچه از جهان خارج به ذهنش می‌رسد می‌تواند، در صورت مفهوم بودن آن، فهم یا تعبیر و ترجمه‌ای برای خود داشته باشد.

 

پرسش‌های حضار:

چندین پرسش از سوی حضار در جلسه مطرح شد: ۱٫ شما از ترجمۀ متعارف یاد کردید می‌‌توانید بفرمایید پس ترجمۀ نامتعارف چیست؟ ۲٫ ثمرات نظریۀ جدید چه خواهد بود؟ ۳٫ مسئلۀ «انتقال از مرحله‌ای به مرحلۀ دیگر» در گذشته نزد روان‌شناسان مطرح بوده است، پس تازه نیست. ۴٫ از نظریات دیگران چه عناصری را اقتباس کرده و چه چیزی بر آنها افزوده‌‌اید؟ ۵٫ از‌آنجا‌که فهم تابع شرایط اجتماعی، تاریخی و سیاسی متعددی است، معیار درستی فهم چیست؟ ۶٫ شما در قسمت ترجمه درون‌سویه وارد مقولۀ فلسفی و معرفتی شدید؛ بنابراین باید نکات فلسفی را رعایت کنید؛ از جمله اینکه فرمودید ترجمۀ درون‌سویه شخصی است. در این صورت چگونه تبدیل به مفاهیم بین‌الاذهانی و مشترک می‌شود؟

 

دکتر منافی (پاسخ):

وقتی ما می‌گوییم، ترجمه، اولین معنی‌ای که از آن به ذهن متبادر می‌شود ترجمه از یک متن در یک زبان به زبان دیگر است. این را ترجمۀ متعارف می‌گوییم یعنی آنچه که در عرف گفته می‌شود. ترجمۀ نامتعارف یعنی آنچه در عرف به آن ترجمه گفته نمی‌شود؛ مثلاً همان ترجمۀ درون‌ذهنی که ترجمه به معنی واقعی کلمه نیست. این نظریه برای کسانی که در حوزۀ مطالعات ترجمه کار می‌کنند وقتی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که با نظریه‌های دیگر در این حوزه مقایسه شود. آن وقت است که تازگی و اهمیت و نتایج آن بیشتر آشکار می‌شود. زبان‌شناسی و روان‌شناسی هر کدام سهمی در نظریۀ من دارند، اما هیچ کدام اصل نیستند. دید من زبان‌شناسی مقابله‌ای نیست، اما ارتباطی با آن دارد. آنجا که دربارۀ تفکر صحبت می‌کنم هم ارتباطی با روان‌شناسی دارد. وقتی من با شما صحبت می‌کنم این ترجمه برون‌سویه است. وقتی با خودم صحبت می‌کنم این ترجمۀ درون‌ذهنی است. این واقعیتی است که با روان‌شناسی و درعین‌حال زبان‌شناسی هم ارتباط دارد.

من نظریه‌‌های معروف ترجمه در دوره‌‌های گوناگون را به دقت مطالعه و از آنها استفاده کرده‌‌ام، اما آنچه خودم مطرح نموده‌ام نظریه‌‌ای جدید در مطالعات ترجمه است. گفتم که از یک متن ممکن است ده فهم و ده ترجمۀ متفاوت درون سویه داشته باشیم (مثال کسوف و خسوف)؛ بنابراین فهم به عوامل گوناگون بستگی دارد. در پاسخ به این پرسش که معیار درستی فهم چیست باید بگویم که این به حوزۀ مورد وابسته است؛ چون درستی فهم در هر حوزه‌ای معیارهای خودش را دارد. معیار تشخیص درست بودن ترجمه به عوامل بسیاری بسته است. ما در حوزۀ مطالعات ترجمه هم ارزیابی ترجمه (translation assessment) داریم و هم تبیین معیارهای ارزیابی درستی یک ترجمه.

ترجمۀ درون‌سویه شخصی است و به عوامل متعددی بستگی دارد که بسیاری از آنها، شخصی هستند؛ ازجمله معلومات و درک شخص، تأثیرات محیط در ذهن شخص. بنابراین یک شخص می‌تواند فهمی از متن داشته باشد که با فهم‌های دیگر متفاوت باشد؛ برای مثال «بسم الله» در زبان انگلیسی به “In the Name of God” یا “In the Name of Allah” ترجمه شده است، اما پیکتال، که یکی از مترجمان معروف قرآن به زبان انگلیسی است، می‌گوید: هیچ کلمه‌ای در جهان نمی‌تواند معادل کلمۀ «الله» باشد. او در توضیح این مدعای خود به واژۀ «God» اشاره می‌کند و می‌گوید این واژه نمی‌تواند معادل الله باشد؛ زیرا God معادل «اله» است. «اله» می‌تواند جمع بسته شود و جمع آن می‌شود «آلهه»، مؤنث هم دارد که می‌شود «الهه». واژۀ God هم جمع دارد و هم مؤنث، goddess (مؤنث) و gods (جمع). اما تنها کلمه‌ای که نه جمع دارد و نه مؤنث، واژۀ الله است. بنابراین مفهومی که یک انگلیسی‌زبان از God در ذهن دارد، با فهم ما از الله نمی‌تواند یکی باشد. برای همین است که transference وborrowing  و  transliterationدر ترجمه انجام می‌شود؛ یعنی عین واژۀ الله به زبان مقصد منتقل می‌شود؛ چون مترجم احساس می ‌کند که هیچ کلمه‌ای معادل آن نیست.

 

دکترحسین ملانظر (داور):

سؤال من این است که آیا بیان نظریۀ شما هم نوعی ترجمه است؟ آیا برای بسط این نظریه، پژوهشی خاص انجام داده‌اید یا الهام جدیدی به شما رسیده است؟ رابطۀ نظریۀ حال حاضر شما با مقالات و پژوهش‌هایی که قبلاً داشتید چگونه است؟ در قسمت درون ‌داد، آیا در انتخاب عینیات ذهن مداخله دارد یا عینیات همینطوری هجوم می‌آورند؟

 

دکتر منافی (پاسخ):

پاسخ من به پرسش اول مثبت است؛ یعنی بیان نظریۀ من نیز ترجمه است. دیدگاه من این است که وقتی من ایدۀ خود را به هر شکلی، نوشته، بیان، گفتار و تصاویر و … ، بیان می‌کنم درواقع به کار ترجمه دست زده‌ایم. افزون بر این، در نظریۀ من صرفاً کلمات عوض نشده است. من درعین‌حال که تاریخچۀ نظریات دوره‌های گوناگون را به دقت بررسی کرده‌ام، از بعضی از آنها هم تأثیر گرفته‌ام؛ مثلاً نظریۀ نایدا و به‌ویژه بحث «تِرَنسفِر» (transfer) ایشان یا بحث «اینتر سمیوتیک» (intersemiotic) نظریۀ یاکوبسن در دیدگاه من تأثیر گذاشته است.

اکتاویو پاز (Octavio Paz) می‌گوید که هیچ متنی اصیل نیست و هر متنی ترجمه‌‌ای است از ترجمۀ ترجمه‌ها. بعد می‌گوید که اصلاً زبان خودش ترجمه است. من هم بر همین باورم. من که اکنون در حال سخن گفتنم، درواقع دارم ترجمه می‌کنم. شما که هم ‌اکنون به سخن من گوش فرامی‌دهید، دارید ترجمه می‌کنید. زبان ترجمه‌ای از جهان غیرلفظی است، یعنی ذهنیات، که انتزاعی‌اند، به صورت زبان، یعنی صوت و شنیدار که عینی است، درمی‌آید.

در توضیح اینکه هر متنی ترجمه‌ای از ترجمۀ ترجمه‌هاست باید بگویم که من زمانی که متنی را می‌خوانم، آن را ترجمه می‌کنم به ذهنم. این ترجمۀ درون‌سویۀ من است. در این مرحله یک مفهوم از عینیات به ذهنیات تبدیل شده و چیزی فهم و درک شده است در مرحلۀ بعد و زمانی که این را به صورت نوشته روی کاغذ می‌آورم درواقع دارم ترجمه‌ای از یک ترجمه را انجام می‌دهم. زمانی که من مقاله‌ای می‌نویسم، درواقع به ترجمه‌ای از ترجمۀ ترجمه‌ها دست زده‌‌ام؛ زیرا پیش از نگارش مقاله، من ده تا مقاله و کتاب می‌خوانم که هر کدام از آنها ترجمه‌ای از ذهنیات آن صاحبان مقاله و کتاب‌هاست. اینها را من مطالعه می‌کنم و به ذهنم می‌آورم و این می‌شود ترجمه‌ای از ترجمه‌ها. وقتی من این ترجمه‌ای از ترجمه‌ها را به صورت مقاله می‌نویسم این می‌شود ترجمه‌ای از ترجمۀ ترجمه‌ها.

همان‌گونه که در نظریۀ نایدا مطرح شد، وقتی ما متن اصلی را می‌خوانیم مفهوم کلی را می‌گیریم و این مفهوم در ذهن ما می‌آید و از x به y تبدیل می‌شود؛ مثلاً وقتی من یک متن انگلیسی را می‌خوانم، این انگلیسی را به ذهنم می‌آورم و وقتی به فارسی فکر می‌کنم مفهوم کلی از یک زبان به یک زبان دیگر، یعنی از x به y، تبدیل می‌شود؛ یعنی برای آن ساختمان و صورتی می‌سازم.

در پاسخ به پرسش شما دربارۀ اینکه آیا در درون‌داد، در انتخاب عینیات و ورود آنها به ذهن، ذهن خودش مداخله و گزینش دارد یا خیر (به عبارت دیگر تصوری از مفهومی در ذهن جای می‌گیرد؛ یعنی مفاهیم وارد ذهن می‌شوند. آیا مفاهیم بیرون است که وارد ذهن می‌شود یا خود ذهن فعال است و اینها را به اصطلاح مفهوم‌سازی می‌کند)؟ باید بگویم که ما هر روز از کنار صدها چیز می‌گذریم، اما شاید هیچ کدام از آنها توجه ما را جلب نکند و هیچ پیامی هم از آنها به ذهن ما نرسد. اما برخی چیزها به دلایل متفاوتی، توجه، فهم و درک ما را به خود جلب می‌کنند و ما فهمی از آنها حاصل می‌کنیم. این عوامل متعددند؛ برای مثال شما حادثه‌ای را می‌بینید که خیلی ناراحت‌کننده است. می‌ایستید و نگاه می‌کنید و فهمی از آن برای شما حاصل می‌شود. اما ممکن است از کنار چیزی بی‌توجه به آن بگذرید و هیچ فهمی هم از آن برای شما حاصل نشود. انسان این توانایی را دارد که فهمی، یعنی یک دید یا تصور ذهنی، از هر آنچه در جهان هستی هست به عنوان یک اسم داشته باشد. وقتی من برای اولین بار مثلاً این میکروفن را می‌بینم یک تصور از آن در ذهن من ایجاد می‌شود و این‌طور نیست که خودش وارد ذهن من شده باشد. حالا اگر بعداً میکروفن دیگری با شکل و شمایل دیگری ببینم ممکن است یک مفهوم دیگر در ذهن من ایجاد شود، اما مفهوم کلی میکروفن در ذهن من هست.

 

منبع : http://www.zamane.info/1390/12/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85/

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 1250 شنبه 11 بهمن 1393 زمان : 14:18 نظرات ()

سفارش ترجمه

لطفا جهت سفارش ترجمه متن خود را به همراه اطلاعات تماس (شماره تلفن) به tarjomepars@gmail.com ارسال کنید.

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 1007 سه شنبه 09 ارديبهشت 1393 زمان : 9:19 نظرات ()

موسسه ترجمه پژوهان پارس Pars Translation Scholars Institute

موسسه ترجمه پژوهان پارس Pars Translation Scholars Institute
ترجمه متون عمومی و تخصصی و مقالات علمی و ISI

زبان های خارجی به فارسی
فارسی به زبان های خارجی
ترجمه همزمان کنفرانس ها و سمینارها

 

آدرس : بندرعباس - بلوار طالقانی مجتمع تجاری ستاره جنوب - طبقه دوم -لاین نظامی

پلاک:3-148

کد پستی: 57464-79176

شماره تلفن:32210545-076

 

 

Email:tarjomepars@gmail.com

Website:www.tarjomepars.ir

 

 

Skype: parstranslation

 

 

 

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 991 دوشنبه 11 فروردين 1393 زمان : 17:51 نظرات ()

Pars Translation Scholars Institute

Pars Translation Scholars Institute

Website: www.tarjomepars.ir

Email: tarjomepars@gmail.com

Cellphone No.: +98 930 430 0130

Phone No. : +98 76 3221 0545

Skype: parstranslation

Yahoo: amir.taherikondar

 

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 984 چهارشنبه 14 اسفند 1392 زمان : 13:14 نظرات ()

تدریس خصوصی ترجمه ، درک مطلب و نگارش انگلیسی بصورت آنلاین و حضوری

تدریس خصوصی ترجمه ، درک مطلب و نگارش انگلیسی  بصورت آنلاین و حضوری

 

 

Translation & Interpretation

Reading Comprehension

Writing

 

آموزش اصول و نکات کاربردی ترجمه متون با توجه به حوزه مورد علاقه شما بصورت گام به گام با ترجمه یک کتاب

آموزش درک مطلب قرائت متون انگلیسی برای کسانی که تمایل دارند با مطالعه منابع به زبان اصلی به دانش و اطلاعات خود بیفزایند

تدریس نگارش به انگلیسی

مفید برای کسانی که تمایل به فعالیت حرفه ای در زمینه ترجمه دارند و کسانی که قصد شرکت در آزمون های بین المللی از قبیل تافل را دارند


آموزش CCNA به زبان انگلیسی برای کسانی که به دنبال کسب مدرک سیسکو هستند

 

 


Translation & Interpretation

Reading Comprehension

Writing

 

 




شماره تلفن:32210545-076


Email: tarjomepars@gmail.com
website: www.tarjomepars.ir

Skype ID: parstranslation

 

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 1210 چهارشنبه 14 اسفند 1392 زمان : 13:10 نظرات ()

همکاری با موسسه ترجمه پژوهان پارس

مترجمان گرامی که علاقمند به همکاری با موسسه ترجمه پژوهان پارس می باشند می توانند رزومه و چند نمونه از کارهای ترجمه خود را جهت بررسی به آدرس ایمیل tarjomepars@gmail.com ارسال کنند.

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 1025 چهارشنبه 14 اسفند 1392 زمان : 13:5 نظرات ()

درباره ما

موسسه ترجمه پژوهان پارس Pars Translation Scholars Institute
ترجمه متون عمومی و تخصصی و مقالات علمی و ISI

زبان های خارجی به فارسی
فارسی به زبان های خارجی
ترجمه همزمان کنفرانس ها و سمینارها

 

آدرس : بندرعباس - بلوار طالقانی مجتمع تجاری ستاره جنوب - طبقه دوم -لاین نظامی

پلاک:3-148

کد پستی: 57464-79176

شماره تلفن:32210545-076

 

Email:tarjomepars@gmail.com

Website:www.tarjomepars.ir

 

 

Skype: parstranslation

 

 

Pars Translation Scholars Institute بازدید : 734 چهارشنبه 14 اسفند 1392 زمان : 12:31 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • تبلیغات

    آمار سایت
  • کل مطالب : 7
  • کل نظرات : 9
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 4
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 6
  • بازدید امروز : 12
  • باردید دیروز : 11
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 127
  • بازدید ماه : 638
  • بازدید سال : 1,886
  • بازدید کلی : 39,967
  • دیکشنری آنلاین